| شلاق بر روح مشارکت(دعوتی از وبلاگ نویسان) |
|
| نویسنده بهروز شجاعی | |||||||||||
| ۱۱ دي ۱۳۸۶ | |||||||||||
![]() این بار نیز چون رسم این سالها قرار است روزنامه نگاری مجازات شود، گاه در این مملکتی که فریاد آزادی خواهی و مهرورزی رئیس جمهورش گوش فلک را کر کرده و آنگونه فریاد می زند که همگان را به یاد صور اسرافیل می اندازد روزنامه نگاری، فعال سیاسی ای، دانشجویی دستگیر می شود، گاه زندان می رود و گاه هم به مانند این بار شلاق می خورد، جرم ها چیست؟ اقدام علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی و توهین به مقامات، آری چنین نیز باید باشد در کشوری که به معنای واقعی کلمه همه چیز و همه چیزش، از تخم مرغ و گوچه فرنگی گرفته تا انرژی هسته ای سیاسی شده است و حرف زدن در مورد تخم مرغ و طرح این سئوال که چرا گران است به اقدامی علیه امنیت ملی تفسیر می شود، در دوره ای که حرف زدن در مورد آثار سوء «مدیریت علی اصغری» تشویش اذهان عمومی تفسیر می شود و در زمانه ای که «برادر حسین ها» و «برادر کاظم ها» منتقد نمونه معرفی می شوند و پاس داشته می شوند و نقد هر نقادی به توهین تفسیر این مجازات ها بسیار طبیعی می نماید. «محمد جواد روح» روزنامه نگاری است که او را هم می توان از نسل شرق خواند و هم از نسلی قبل تر، جواد هم یک روزنامه نگار اصلاح طلب است و هم فعال سیاسی اصلاح طلب و جمع این دو که هر کدام گناهی نابخشودنی محسوب می شود، می شود گناهی کبیره، او هم بر خلاف بسیاری دیگر که یا نمی فهمند یا خود را به نفهمیدن می زنند به خوبی می فهمد و ابایی از به زبان آوردن و یا بهتر بگویم به رشته تحریر در آوردن این فهمیدن هایش ندارد و هم سهمی بسزایی در جریان اطلاع رسانی یکی از احزاب منتقد دولت دارد، آنانی که جواد را به جرم توهین به شلاق محکوم کرده اند هدف را درست نشانه رفته اند چرا که جواد مغز و شریان اصلی اطلاع رسانی مشارکت است اما این محکومیت برای آنان نه تنها سودی ندارد که ضرری بزرگ را به ارمغان می آورد، جوادی که من می شناسم مطمئنا اگر قرار باشد شلاقی بخورد «آخ» هم نمی گوید تا جگر حکم دهندگان حال بیاید بلکه او به مانند همیشه «سکوت» خواهد کرد و این سکوت می تواند «بزرگترین عذاب» برای آنها باشد. جوادی که من بیش از آنکه با حرف زدن با او از سکوتش آموخته ام و او را شناخته ام در این دو سال و اندی نه تنها به مانند بسیاری دیگر از روزنامه نگاران از اصلاحات ناامید نشده است که به معنای واقعی کلمه خود و زندگیش را وقف اصلاحات کرده است، این پیرو دین «محمد»،«جواد»، نباید شلاق بخورد، او «روح» مشارکت است، او نیز همچون همچون ما یک «شرقی» است و از همه مهمتر اینکه« هم میهن» ماست، نه مسلک شرقی به ما اجازه سکوت می دهد و نه روحیه ایرانی اجازه دیدن ستم به فردی بیگناه، از همه دوستان چه آنانی که سکوت کرده اند چه آنانی که هنوز ناامید نشده اند درخواست می کنم که اعتراض خود را حداقل با نوشتن یک پست در مورد این حکم اعلام کنند که آنان بدانند هنوز هم ما می فهمیم و هنوز هم یکدیگر را دوست داریم. بزرگوارانی همچون دکتر معین زودتر این کار را کرده اند اما این اعتراض باید فراگیرتر شود چرا که هر آن ممکن است خود ما به جرم فهمیدن به جرم گفتن و به جرم ناامید نشدن به شلاق و زندان محکوم شویم و باید بفهمند که هنوز زمان با پنبه سربریدن و خفه کردن صداها و افکار نرسیده است، چه آنان که محمد جوادروح را می شناسند چه آنان که نمی شناسند، بنویسید دوستان! ----------------------------- واکنش محمد جواد روح (خانواده ای را شلاق می زنند نگران آنها باشید!)
|
|||||||||||
| صفحه اصلی |
| جستجوی پیشرفته |